تبليغاتX
گارگاه اندیشه های کاوه
 

        کلک بيمه ؛ كلك كارگر رو كند:

 

کارگاه اصلی ما را بیمه تامین اجتماعی به تعطیلی کشانید.

اینجوری افتید که رفتیم بیمه کارگرمون که درد بی درمون

 

گرفته بود بیمه کنیم تا بتونه پیش دکترا درد و دل کنه

بیمه تامین اجتماعی کاشمر کلک زد اول کار گفت

 

چون شرکت شما تولیدیه مشمول پرداخت ده درصد

دستمزد بابت حق بیمه کارگراتون میشین ما که

 

میدونستیم روده راست تو شگم اونا نیست با دول و

ریسمون اونا به چاه نرفتیم و گفتیم همین یکی کارگرو

 

 فعلا بیمه کنیم تا بعد. ماه اول حق بیمه ۱۵ تومان قبض

صادر کردند رفتیم دادیم البته نگذاشتن مفت دربریم و

 

گفتند یه درخواست کتبی بنویسیم و سه ماه قبل از اونهم

حق بیمه کارگر به ماهی ۴۵ تومان بدهیم به این وسیله

 

ما رومطمئن کردند که حق بیمه ماه جاری و ماههای بعد

از آن ۱۵۰۰۰ تومان خواهد بود و نه بیشتر. ولی ماه

 

بعدش که لیست بیمه را رد کردیم به جای ۱۰ درصد حق

بیمه را ۳۰ درصد حساب کردند. و قبض دادند و تفاوت

 

ماه پیش را حساب کردند و ۹۰ هزار تومان ما را برای یک

ماه بدهکار کردند ما هم سریع کارگرو را از کار بیکار کرده

 

و بیرون کردیم تا به درد بی درمان خودش بمیرد.

....

+ نوشته شده توسط کاوه آهنگر در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 15:18 |
 

 

کارگاه اصلی ما را بیمه تامین اجتماعی به تعطیلی کشانید.

اینجوری افتید که رفتیم بیمه کارگرمون که درد بی درمون

 

گرفته بود بیمه کنیم تا بتونه پیش دکترا درد و دل کنه

بیمه تامین اجتماعی کاشمر کلک زد اول کار گفت

 

چون شرکت شما تولیدیه مشمول پرداخت ده درصد

دستمزد بابت حق بیمه کارگراتون میشین ما که

 

میدونستیم روده راست تو شگم اونا نیست با دول و

ریسمون اونا به چاه نرفتیم و گفتیم همین یکی کارگرو

 

 فعلا بیمه کنیم تا بعد. ماه اول حق بیمه ۱۵ تومان قبض

صادر کردند رفتیم دادیم البته نگذاشتن مفت دربریم و

 

گفتند یه درخواست کتبی بنویسیم و سه ماه قبل از اونهم

حق بیمه کارگر به ماهی ۴۵ تومان بدهیم به این وسیله

 

ما رومطمئن کردند که حق بیمه ماه جاری و ماههای بعد

از آن ۱۵۰۰۰ تومان خواهد بود و نه بیشتر. ولی ماه

 

بعدش که لیست بیمه را رد کردیم به جای ۱۰ درصد حق

بیمه را ۳۰ درصد حساب کردند. و قبض دادند و تفاوت

 

ماه پیش را حساب کردند و ۹۰ هزار تومان ما را برای یک

ماه بدهکار کردند ما هم سریع کارگرو را از کار بیکار کرده

 

و بیرون کردیم تا به درد بی درمان خودش بمیرد.

....

+ نوشته شده توسط کاوه آهنگر در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 15:18 |
 

دیدگاه کاوه: بخشی از نامه زیر به وبلاگ تحریف http://www.tahrif.blogfa.com

می خورد یعنی در بخش تحریف دوره سربازی و نیز تحریف کار و حتی

تحریف ازدواج و عقد طولانی مدت آورده شود.

این نامه عیناْ در بخش تحریف دوره سربازی گذاشته می شود تا

دلیلی باشد بر ناکارآمدی دوره سربازی و اینکه دولت و جنگسالاران

گذشته از استفاده رایگان از خدمت وظیفه جوانان ، با هزينه گريزي

بسياري از مخارج  خدمت وظيفه عمومي را به دوش خود سربازان

مي اندازند.اين يعني چه؟ يعني ياد يك متل كاشمري خواهيد افتاد:

‹ كُس بته كالا بته - يك غاز و نيم بالا بته ›

( كس بده كالا بده يك غاز و نيم بالا بده

( kos bedeh kala bedeh yek ghaz o nim bala bedeh  )

آيا زمان آن فرا نرسيده است كه به اين خدمت پر ذلت و

پر خفت پايان داده شود؟ و كرامت انساني رعايت شود.

آخه يعني چه ؟ سرباز بايد پول فانسقه اش را خودش بدهد؟

اگر بردگي هم بود مخارج برده به عهده ارباب بود.

ولي اين بردگي نوين نوبر تحقق همان متل كاشمري بالاست!

+ نوشته شده توسط کاوه آهنگر در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 15:15 |
 

به نام خدا

با عرض سلام بر رئيس جمهور محترم:

اينجانب x فرزند xبه شماره شناسنامه x خواهر شهيد x به شماره پروند ( x) دانشجوي سال آخرx در مقطع كارشناسي در دانشگاه x و همسر آقاي x دانشجوي x در مقطع كارشناسي در دانشگاه x هستم. معذرت مي خواهم كه از آغاز حرف مجبور به ناليدنم چون متاسفانه تا الان غير از رنج و عذاب چيز ديگري در دنيا نصيبم نشده من از دوران كودكي با بحران مواجه بودم كه به دليل شرايط خانوادگي از نوجواني به دليل ازدواج مجدد پدرم مجبور به زندگي با مادرم به تنهايي شدم و با مشكلات مالي فراوان دست و پنجه نرم كردم ولي تن به ازدواج اجباري و ترك تحصيل ندادم. تا اينكه ديپلم گرفتم و با پسري كه از لحاظ معنوي عالي و از لحاظ مادي در سطح پايين بود ازدواج كردم و باز هم شرايط سخت اجتماعي و مالي را تحمل كردم و حال بعد از 5 سال ازدواجم موقع سربازي همسرم رسيد  كه در 8x/x/x13 اعزام به خدمت سربازي در x شد كه متاسفانه نان آور خانه من و پدر شوهر و مادرشوهرم رفت و پدرشوهرم دوبار سكته قلبي كرده . 70 ساله هست و مادر شوهرم هم دچار نقص عضو و 55 ساله و از كار افتاده هستند و حال فقط من مي توانم كار كنم كه متاسفانه دراين جامعه هر چه دنبال كار سالم مي گردم پيدا نمي كنم. حال از شما رئيس جمهور محترم سوالي دارم  كه شما مي گوييد پشتيبان جوانان و تحصيل كرده ها هستيد پس چرا در جامعه ما كوچكترين اثري از كمك شما در زندگي من پيدا نمي شود آخر هميشه شماها كه بالانشينيد شعار مي دهيد كه صبوري كنيد درست مي شود من مانده ام كه كي درست مي شود شما دستور مي دهيد ما عمل مي كنيم اما به آن نتيجه ايي كه شما مي گوييد نمي رسيم. سالم زندگي كردم به امر مقدس ازدواج تن دادم. به امر مقدس سربازي همسرم تن داد و حتي براي عمل هموروئيدم حاضر به زيرميزي نشدم كه جراح با درد شديدي كه داشتم عملم را به دو ماه بعدش انداخت اما فكر مي كنم اين حق من است كه براي اين  اعمالم حداقل در جامعه به كوچكترين خواسته هايم برسم كه آن هم داشتن كاري سالم با حقوق مكفي كه خرج خودم را حداقل بدهم . شما بگوييد وقتي همسري را اجبار به رفتن به سربازي مي كنيد براي چه فكر اين را كه خرج همسر و پدر و مادرش را كي بدهد؟ هزينه هاي دانشگاهشان را كي بدهد؟ حتي خود سربازي تا الان كه يك ماه هم نشده – 50000 تومان هزينه داشته به نظر شما بي انصافي نيست كه هزينه كرايه مرخصي آمدنش و تلفن زدنش و لباس كوتاه كردنش و حتي فانسقه اش را بايد خودش بدهد و....

به نظر شما چه كنيم تا الان از هر كس كه توانستم قرض كرديم از اين به بعدش را چه كنيم ؟

آيا اين بي عدالت است كه زني با شرايط من يك كار سالم از رئيس جمهور مملكتش در خواست كند تا لقمه حلال بدست آورد و هزينه هاي زندگيش را در حد نهايت قناعت بدهد. من منتظر جواب هستم چون بعد از خدا اميدم به رئيس جمهور محترم است كه شخصيتي جدا از رئيس جمهورهاي قبلي داريد . فكر مي كنيم نيازي نباشد كه من بگوييم اين مملكت كه من در آن زندگي مي كنم بدليل شرايط خاص خانوادگي ام از نوجواني در جامعه نقش زيادي داشتم چيزي غير از بي عدالتي ، رشوه خواري ، پارتي بازي و هر عملي كه كثيف است ديده ام اما عمل نيكو به ندرت ديده ام و به نظر شما دارد در  مملكت كم ميشود؟ اما آنچه كه من شاهد بودم هر سال دارد بيشتر مي شود .عملهاي زشت حتي به حدي رسيده كه آدمها را نمي توان از هم تشخيص داد آدم با مسائلي روبرو مي شود كه حتي تشخيص اين كه امام جمعه آدم درستي هست يا نه؟ سخت است. آخر من آدمهاي زيادي در نزديك ديدم با نقاب هاي بسياري قابل احترام كه بعداً به شعور خودم شك كردم به دليل ديدن خطاهايشان.

( از شمايي كه نامه را مي خوانيد خواهش مي كنم ، مديونيد اگر اين نامه را به دست رئيس جمهور نرسانيد.)

 

 

اجر شما با خدا

x.x

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط کاوه آهنگر در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 14:57 |